در میان شعلههای جنگ «پینگلینگ»، قلمرو جینشیو به آتش کشیده شده بود که ناگهان تیری از سوی یک کماندار زن سرخپوش، «فو ییشیائو»، رها شد. همان یک شلیک کافی بود تا در لحظهای حساس، «فنگ سویگه»، بزرگترین شاهزاده سوشا، از پای درنیاید اما بر سینه او بنشیند و مسیر نبرد را دگرگون کند. با این حال، تقدیر بیرحم، ورق را برمیگرداند؛ «فو ییشیائو» به دنبال حادثهای که در جریان همان درگیری رقم میخورد، دچار از دست رفتن حافظه میشود و سرنوشت او دیگر مثل گذشته قابل پیشبینی نیست.
این زن کماندار که حالا با تکههایی مبهم از گذشته روبهرو است، به پناه خاندان «لینگ» میرود؛ جایی که درمانگرانش او را از بحران عبور میدهند و همزمان، هویتی تازه برایش شکل میگیرد. اما آرامش واقعی وجود ندارد، زیرا دشمنان دیرینه به شکلی غیرمنتظره در کنار هم قرار میگیرند و هر قدم میتواند به فاش شدن یک راز یا شعلهور شدن یک کینه تازه منجر شود. «سویگه» که راز فراموشی «ییشیائو» را میداند، از فرصت پیشآمده برای کشف حقایق پشت پرده جنگ «پینگلینگ» استفاده میکند؛ در حالی که خود «ییشیائو» نیز ناخواسته به قدرت «سویگه» تکیه میزند تا در طوفان دشمنیها دوام بیاورد.
در چنین شرایطی، اتحاد شکنندهای میان آنها شکل میگیرد؛ اتحادی بر پایه راز، دروغهای ناگفته و لحظههایی پر از خیانت. هرچند «ییشیائو» قصد دارد فقط راهی برای زنده ماندن پیدا کند و از گذشته چیزی به یاد نمیآورد، اما «سویگه» تلاش میکند از همین فراموشی، به عنوان کلیدی برای رسیدن به حقیقت استفاده کند. همین تضاد، روایت را به سمت کشمکشهای احساسی و پیچشهای سرنوشت میبرد و باعث میشود مخاطب بارها از خود بپرسد: آیا آنچه بینشان شکل گرفته، واقعاً میتواند دوام بیاورد یا همه چیز فقط تابلویی برای فراموشی و انتقام است؟
سریال چینی «قلب های سرنوشت ساز» این روزها با داستان پرتنش و شخصیتهای تاثیرگذار، توجه بسیاری از علاقهمندان را به خود جلب کرده است.
خلاصه داستان سریال قلب های سرنوشت ساز
در این داستان، یک تیر و یک نبرد سرنوشتساز به هم گره میخورند؛ تیرِ «فو ییشیائو» روزی توانست جنگ «پینگلینگ» را به شکلی تعیینکننده نجات بدهد، اما همان تیر سرآغاز یک سقوط بزرگ هم شد. بعد از آن اتفاق، «فو ییشیائو» حافظهاش را از دست میدهد و به شکل غیرمنتظرهای به متحد «فنگ سویگه» تبدیل میشود؛ همان کسی که روزی هدف شلیک او بود. حالا «سویگه» با دانستن اینکه «ییشیائو» حقیقتِ گذشته را به یاد نمیآورد، وارد مرحلهای میشود که در آن باید هم حقایق را بیرون بکشد و هم از شرایط موجود برای رسیدن به هدفش بهره ببرد. از طرف دیگر، «ییشیائو» بدون آگاهی از ریشه دشمنیها، برای زنده ماندن و عبور از خطرهای پیش رو، ناچار است کنار «سویگه» بایستد و به او تکیه کند.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا اتحاد شکلگرفته بر پایه فراموشی میتواند به چیزی واقعی تبدیل شود یا دیر یا زود، گذشتهای که از یاد رفته دوباره راهش را به دلِ ماجرا باز میکند و همه چیز را زیر سؤال میبرد؟
همه چیز با «تقدیر» پیش میرود. «فو ییشیائو»، همان کماندار افسانهای که با شلیک تیرش توانست تاریخ را تغییر دهد، خودش در ورطه فراموشی سقوط میکند. او توسط پزشکان نیکوکار خاندان «لینگ» نجات پیدا میکند و بعد، بدون اینکه بداند چرا، در کنار «فنگ سویگه» قرار میگیرد؛ شاهزادهای که روزی هدف تیرش بود. «فنگ سویگه» در عین حال که نقشهای ظاهری را جلو میبرد، در سکوت زخمهای کهنه جنگ را بازسازی میکند و به دنبال آن است که راز فراموشی «ییشیائو» را تا آخر کشف کند. «ییشیائو» هم که از گذشتهاش چیزی نمیداند، در دل تندبادهای دشمنیها فقط دنبال رشتهای است که بتواند او را به نجات برساند.
این همنشینی اجباری، از دل فراموشی و سوءظن، ترکیبی از عشق و کین میسازد؛ ترکیبی که روی بوم زندگیِ او نقش میگیرد و معلوم میکند فراموشی همیشه پایان ماجرا نیست. قرار است در «قسمت 34» همین مسیر ادامه پیدا کند؛ جایی که روایت وارد مرحله تازهای میشود و تنشها بار دیگر بالا میگیرد.
برای دانلود سریال قلب های سرنوشت ساز میتوانید از سایت اوکینو اقدام کنید.

